اگه شانس داشتم می شدم شمسی دیگه.
الانم از فرت عصبانیت نمیدونم چه کار کنم.
فقط دارم سعی میکنم آروم باشم که از روی احساسم عملی انجام ندم. اشکم هم دراومده. خوب که چی؟
یعنی انقدر اهمیت من کمه که باید هر چیزی رو هی یادآوری کنم و خواهش کنم؟
مگه از من یه کاری میخواد من اینطوری هی فراموش میکنم؟
:(