باران که می آید گوش به زنگ صدای تو،
تکه تکه ترانه های کهنه را کنار هم می گذارم
و همیشه به همین حقیقت تلخ می رسم که
تو هم با ما نبودی!
—-
باران، اولین باران پاییزی ست که متوجه اش شدم.
باران و بوی خاک و برگهای زرد و بوی مدرسه، آفتابی که رنگش با همه رنگها فرق دارد.
آسمانی دلگیرتر که قبل ترها دوستش نداشتم، اما امروز می بینم چقدر شبیه من است…
باران …