آن “من ِ” از دست رفته ، آن تکه ای را که دوست داشتم از میان آنهمه که از دست رفته
ایستاده جلویم و دلم را می لرزاند
می ترسم از گناه
و راه را به اشتباه رفتن
جلویم ایستاده
و فقط زل می زند در چشمهایم
می گوید بی هدف و گناهکار شدم
گناهکار…
آن “من ِ” از دست رفته ، آن تکه ای را که دوست داشتم از میان آنهمه که از دست رفته
ایستاده جلویم و دلم را می لرزاند
می ترسم از گناه
و راه را به اشتباه رفتن
جلویم ایستاده
و فقط زل می زند در چشمهایم
می گوید بی هدف و گناهکار شدم
گناهکار…